KING
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

life

Sunday, August 11, 2002
dobareh vaze veblag man beham rekhteh che bayad kard ?

posted by lolo 8/11/2002 11:11:00 AM
. . .
ÏæÈÇÑå æÖÚ æÈáÇ� ãä Èåã ÑیÎÊå . åÑ ˜ÇÑی ˜å ãی˜äã ÝÇÑÓی äãیÔå äãیÏæäã ãËá Çیä˜å Çیä ÓیÓÊã åã Èæی äæ ÔäیÏå ÇãÑæÒ ÏÑÓÊÔ ãی˜äی ÝÑÏÇ Èåã ÑیÎÊå . Ïی˜å ÈÇیÏ یå ݘÑی Èå ÍÇáÔ ˜ÑÏ

posted by lolo 8/11/2002 11:00:00 AM
. . .
Wednesday, July 10, 2002
آخ که از دست این کلید های کی برد یه دنیا نوشته بودم که همه اش پاک شد کی حال داره دوباره بنویسه و تازه اون مطالب دیگه یادم نیست چون دیگه اون حال و هوا رو از دست دادم �قط این جمله رو می نویسم که توی ذهن خودم باشه و وقتی به این تاریخ رجوع میکنم یادم باشه در مورد چی می نوشتم .
�قط در مورد تو بود و همه اش بیاد تو بودم و اینکه چقدر دلم میخواست تو پیشم بودی چون میدونی خیلی تنهام و بیشتر از هر موقعی بتو نیاز دارم
تنهائی دیگه جون و رمقم و گر�ته و دقیقا میدونم که درست مثل یک شمع داره آبم میکنه . �قط اینو بهت میگم که هر لحظه از خدا میخوام که تو، شیشه عمرم ، وجودم پیشم باشید که یه دنیا حر� برایتان دارم میدونم که اگه از همین زمان شروع کنم به حر� زدن تا لحظه ایکه توی خاکم بگذاررند درد دل برایتان دارم و میدونم که توهم کمتر از من نیستی البته امیدوارم که ....
آخ سالهای پنجاه وسه تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا پنجاه و شش کجائید
تو یه سایه بودی هم قدر لحظه خواب


posted by lolo 7/10/2002 02:18:00 PM
. . .
Monday, July 08, 2002
با سلام دوستان یه موقع �کر نکنید که این همسایه وبلاگی شما بدور از اجتماع و اجتماعی است حقیقتا �علا با بد بیاری روبرو شدم و الان هم که دارم این چند سطر را مینویسم با زجر بسیار است چون چندین ه�ته است که در زمان کار حادثه ای برایم پیش اومده و �علا از �شار آوردن به دستام معذورم تازه امروز دکتر اجازه بهم داده که کمی با انگشتانم کار کنم ولی بازهم بهم گ�ته که باید تا شش الی ه�ت ه�ته دیگر منتظر باشم تا بهبودی کامل حاصل شود البته جواب قطی را �ردا میگیرم ولی اینو بدونید که یه دنیا حر�و درددل دارم که با شما ها عزیزان بکنم و منتظر چراغ سبز هستم .�علا تا آینده نه چندان دور البته بعضی اوقات �قط میشینم پای سیستم و از نگارش شما دوستان در وبلاگ شهر لذت میبرم راستی آقا یا خانم جوکهای �ارسی برایت چندین جوک دسته اول دارم

posted by lolo 7/08/2002 03:20:00 PM
. . .
Saturday, June 29, 2002
با سلام مجدد از تاخیر چند ه�ته ای بسیار معذرت میخوام چون باید هر چه سریعتر خونه ام رو عوض میکردم و حالا دارم در خونه جدید مینویسم البته اینجا دیگر مستقل هستم و خبری ار مزاحمین هر روزی دیگر نیست . بگذریم در ه�ته گذشته خبر زلزله رو از اخبار انگلیس شنیدم بسیار ناراحت شدم و از همین جا به تمامی ایرانیان عزیز تسلیت میگم . البته ناگ�ته نماند که این بلای آسمانی است اما در قرن بیست و یک با این تشکیلات پیشر�ته دیگر روی چندان خوشی ندارد که بگیم در �لان کشور زلزله چندین هزار ن�ر را کشت چون اینقدر دمو دستگاهای عجیب و غریب درست شده است که اگر نگوئیم که از چونین ات�اقاتی جلو گیری میکنه ولی قبل از وقوع از آنها خبر میده و میتوان به اطلاع مردم رساند و از دادن تل�ات زیاد جلوگیری کرد در هر صورت امید وارم که هرچه سریعتر این مردم به سرو سامانی برسند و به امید پروردگار یزدان داغ دلشان هم هرچه زودتر بهبود پیدا کند .
در ه�ته پیش سری به وبلاگ ندا خانم زدم چون زیاد تعری� و تمجید شنیده بودم و وقتی هر وبلاگی را باز میکنی و به یک سری مسائل جنسی برمیخوری بدون اغراق میتوان گ�ت که نویسنده سریع آدرس وبلاگ ندا خانم را میدهد . برداشت من از وبلاگ ندا خانم شاید روزی هم با ایشان صحبت کنم و اگر ا�تخار آنرا داشته باشم کمی هم گپ بزنیم اینست که این وبلاگ بدون پرده پوشی و یکسری حجب و حیا از مسائلی صحبت میکنه که شاید روزانه همه ما با آن سرو کار داریم ولی خوب اکثر ما آنرا در ل�ا�ه گذاشته و از آن صحبت میکنیم و یا اینکه اگر هم بخواهیم بدون رودرواسی صحبت کنیم حتما با کسی صحبت خواهیم کرد که از وی اطمینان کامل داشته باشیم و یا بقول معرو� (ک... و .ک.. یکی باشیم) ببینید خود من همین الان برای اینکه بعضی از خوانندگان و شاید ا�راد خانواده ام بخواهند این نوشته را بخونند مجبورم که این مثال را سانسور کنم اما در وبلاگ ندا از این سانسور خبری نیست و جالب است که یکسری مسائلی را نوشته که برای بعضی از مردان و زنان صحت کامل دارد یعنی اینکه مردان واقعا حاضر نیستند که از عضو شری�شون بدون هیچ حر�ی دست بردارند و زنان هم خوب دیگر چه عرض کنم اما این مسائل در مورد مردان برای زنان خیلی جالب و قابل بحث و تبادل نظر است و بر عکس آنهم دقیقا نیز صادق است اما در هر صورت در یک جامعه به نظر من همانطور که درمقابل دکتر ومهندس به بعضی از شغلها ( جسارتی به هیچ شغل و شخصی نباشد چون من شخصا برای تمامی ا�راد و تمامی شغلها ارزش و احترام خاصی قائل هستم ) مثل کناسی و دیگر شغلها نیاز داریم به یک سری ا�راد هم مثل ندا نیاز داریم که در مواقع لزوم به آنها مراجعه کرده و حداقل از آن برای ر�ع مشکلات خودمون است�اده کنیم و در همین جا به ندا میگویم که عزیز کارت را با پشتکار بیشتر ادامه بده چون در آینده میتونی که یک منتقد بسیار خوب در اینگونه مسائل باشی .اجازه بدید که همکین جا یک نمونه دیگر هم ذکر کنم مثلا وبلاگ جوک آیا همه ما برای ر�ع خستگی و کسالت سری به آنجا نمی زنیم و از آن برای تخلیه روحمان است�اده نمیکنیم وبلاگ ندا هم همین حالت را برای بعضی از ا�راد صدر صد خواهد داشت البته این به خود ندا مربوط میشه که یک امار تهیه کند و ببیند که آیا این کاری که انجام میده به چه صورتی از آن استقبال و است�اده میشه .


posted by lolo 6/29/2002 11:45:00 AM
. . .
Tuesday, June 18, 2002
راستی به چند تا از دوستان که قبلا وبلاگ هاشونو خونده بودم قول داده بودم که جریان پارکینگ خودمو بنویسم و خوب چون در این ه�ته مجبورم که خونم عوض کنم ولی از ه�ته آینده شروع میکنم به نوشتن

posted by lolo 6/18/2002 01:27:00 PM
. . .
مثل اینکه بالاخره با درخواست من هم موا�قت شد و اجازه دادند که منهم جزو ساکنن وبلاگ شهر بشم از این بابت بسیار خوشحالم که به جمع شما دوستان عزیز وارد شدم و امیدوارم که شما هم منو جزو جمع خودتون حساب کنید .
خوب دیشب داشتم ( البته با بی حوصله گی تمام )به جام جم نگاه میکردم برنامه شباهنگ و آقائی از آلمان زنگ زد و در مورد خیانت سئوال کرد . راستی چرا ما انسانها یکد�عه همه چیز رو زیر پایمان میگذاریم و همه چیز و له و نابود میکنیم . البته تا حدودی جواب سئوال خودمو میدونم برای کسانی که تازه زندگی مشترک را شروع کردند و یا تازه شروع بدوستی کردند شاید نشه اسمشو خیانت گذاشت اشتباه نکنید نه اینکه من با خیانت موا�ق باشم نه ولی در کشور ما اکثر ازدواجها و دوستی ها و معا شرت ها بدون اطلاع از همه چیز هر چیزی که �کرش را کنید شروع میشه و خوب با دو تضا د �کری دو خانواده و دو ... دقیقا به جائی میرسی که با کوهی از مشکلات روبرو میشی که خوب هیچکدام از طر�ین حاضر نیستند که بخاطر طر� مقابلشون گذشت کنند و یا اینکه طر� مقابل معنی گذشت و ایثار همسر مقابلشو اصلا نمی �همه . خوب اینها دسته ای هستند که شاید به بیراهه بروند ولی من روی سخنم بیشتر با کسانی که بیش از ده یا پانزده سال با هم زندگی مشترک دارند است . این دسته از ا�راد این کلمه خیانت را چگونه معنی میکنند چرا ؟ چون در این دسته بعد از گذشت این مدت زمان هر دو ن�ر از جیک و پیک همدیگه با خبرند بقول معر� تا اون یکی بگه � این یکی می�همه منظور �رحزاد ه ؛ اینها چرا دست به چونین کاری میزنند و چرا همه چیز را زیر پاهایشان له میکنند .
دوستی در وبلاگش نوشته بود من نازنازی دارم که .... من دقیقا می�همم که اون چی میگه چون منهم یک شیشه عمر دارم که اگه روزی تلنگری به شیشه عمر من بخواد بخوره قبل از اینکه اون بگه آخ من مردم و یک وجود و روح دارم که درست مثل یک شیر درنده و پر قدرت و پر انرژیه و بقول مادرش از دیوار راست بالا میره و یک عشق دارم که هم دوست دخترمه هم معشوقمه و هم مادر بچه هامه بگذریم که بعضی اوقات وقتی شیطون تو جلدش �رو میره با دویست کیلو عسل و پنج من شیرینی تر و کیک یزدی هم نمیشه تلخی زهرش و تحمل کرداما با تمام این ت�اصیل برای من قابل احترامه چون با همه چیز من ساخته و خیلی وقتها منو اونقدر تحمل کرده که من خودم حاضر نبودم خودمو تحمل کنم و همین جا از این �اصله دور با اینکه میدونم شاید این نوشته ها رو به این زودیها نخونه ولی ازش متشکرم


posted by lolo 6/18/2002 01:25:00 PM
. . .
Sunday, June 16, 2002
کی میتونه به من بگه تنهائی یعنی چه ؟
عشق چیست ؟
تولد و مرگ کجاست ؟


posted by lolo 6/16/2002 02:50:00 AM
. . .
Saturday, June 15, 2002
سلام مدتی هیچی ننوشتم برای اینکه از دل و دماغ ا�تادم .
امروز صبح که سر کار بودم همه اش تو �کر بابام بودم یا بهتر بگم پدرم امسال درست چهارده سال است که منو تنها گذاشته و ر�ته و من باید با این تنهائی سر کنم . امروز از اون روزهائی بود که خیلی بی حال بودم نمیدونم چرا ولی با این وجود صبح احساس خستگی نمیکردم اما �قط در �کر تو بودم .میدونی الان بیشتر از هر زمانی بتو احتیاج دارم و خوب متاس�انه کمتر هم بتو دسترسی دارم و یا بهتره که بگم از روزی که ر�تی تا امروز حتی برای یکبار هم سراغ من نیومدی . نمیدونم شاید اون کسائی که میگن مثلا من خواب پدرم و یا مادرم را دیدم و با اونها حر� زدم و خیلی چیز های دیگه شاید ذائده خیال باشه اما یه چیز رو بهت بگم علا رغم اینکه هیچگونه تماسی با من تا حالا نگر�تی ولی همیشه و همیشه من ترو در کنارم حس میکنم یعنی هر زمان که دلم میگیره و دگرگون میشم احساس میکنم که یه گوشه ایستادی و داری منو تماشا میکنی اما چرا با هام تماس نمیگیری این خود جای سئوال داره . میدونم شاید پیش خودت �کر کنی و ات�اقا درست هم �کر میکنی آن روز من این حر� را زدم ولی بخدا قسم هیچوقت منظور م این نبود که ترا از دست بدم . بابا واقعا تنهام هیچکس رو ندارم و هیچکس دست دوستی و کمک بسوی من دراز نمی کنه ، اکثر اوقات از زور بیکسی و تنهائی از دست خودم کلا�ه میشم شاید باور نکنی حتی حال و حوصله کتاب خوندن ، یا مطالعه و حتی کار های �نی که عاشقش بودم و یا کامپیتوتر که خودت از همه بهتر میدونی که چقدر دوست داشتم با اون باشم را هم ندارم الان میبینی که بعد از چه مدت زمانی دارم مینویسم حدود یکماه که هیچی ننوشتم و شاید در این مدت سه یا چهار بار سیستم را روشن کردم . راستش خیلی دلم برایت تنگ شده اون موقع که در ایران بودم مشکلات و زن وبچه و خونواده خیلی از وقتم رو میگر�ت اما از زمانی که اومدم اینور خصوصا الان که سه ساله از بچه دور شدم دیگه بقول معرو� بریدم هیچ کاری مطابق میلم نیست با یک شوق خاصی شروع میکنم بکاری اما بعد از مدت خیلی کوتاه خسته میشم و دیگه حوصله دنبال کردنش را هم ندارم
یادته چقدر به موسیقی علاقه داشتم البته الان هم دارم و هنوز هم هر موقعه چه شاد باشم که بعیده و چه ناراحت با موسیقی خودمو آروم میکنم اما اونهم داره برام یکنواخت میشه خلاصه خیلی بتو نیاز دارم منتظرت هستم یگوشه چشمی بما کن جای دوری نمیره این درست که من ج�ا کار بودم و راه و رسم و�ا را من نمیدونستم اما همیشه گ�تند بخشش از بزرگتره .
توکه یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حی� باشد که تو باشی و مرا غم عالم ببرد .
و یا بهتره که بگم
حالا که محتاج توام جای تو خالیست
و این جای خالی توی این چهارده سال که هیچ و �کرم نمیکنم در تمام مدت عمرم بتونم با چیزی پر کنم بیا خواهش میکنم بیا


posted by lolo 6/15/2002 04:27:00 PM
. . .


. . .